راهکارهای مدیریت ذهن: نردبان انتزاع و کاربردهای آن در سخنرانی

ایمانوئل کانت، چهره محوری در فلسفه جدید می‌گوید: تجربه بدون نظریه کور است؛ اما نظریه یا تئوری بدون تجربه همچون بازی فکری باقی می‌ماند.  در این مطلب متوجه می‌شوید که این جمله کانت در فن بیان و سخنوری جایگاه ویژه‌ای دارد. به طور کلی دو نوع سخنران در دنیا وجود دارد. دسته اول سخنرانانی که با بارش اطلاعات و داده‌ها مخاطبان را زیر بهمن مطالب خود مدفون می‌کنند و دسته دوم سخنرانانی که آرمانی و مطابق با نظریه‌ها صحبت می‌کنند و به طور کلی اتصال مخاطب را از دنیا واقعی قطع می‌کنند. جز هر دسته که باشید سخنرانی شکست‌خورده هستید که در انتقال مطالب به مخاطبانش مغلوب شده است؛ چون هنوز چیزی از راهکارهای مدیریت ذهن و نردبان انتزاع در سخنرانی چیزی نمی‌دانید!

نردبان انتزاع همان ابزار پرکاربرد سخنران هنگامی است که مخاطب از کسالت بیش از حد به ساعت خود خیره می‌شود، در و دیوار را نگاه می‌کند و به هر دری می‌زند تا سرگرمی دیگری برای وقت‌گذرانی انتخاب کند. این اصطلاح در واقع یک تکنیک تفکر است که اولین بار توسط زبان‌شناسی به نام ساموئل ای هایاکاوا در سال 1939 و در کتاب “Language in Action” به دنیا معرفی شد. این نردبان شیوه برقراری انسان‌ها را در سطوح مختلف انتزاع نشان می‌دهد و کمک می‌کند تا حال و هوای کسالت‌بار سخنرانی دگرگون شود.

آن چه که پیش روی شما است در واقع راهکارهای مدیریت ذهن نردبان انتزاع و کاربردهای آن در سخنرانی است که قصد داریم برای اولین بار در مجموعه دانشگاه زندگی نقد و بررسی کنیم. همراه ما بمانید.

معرفی مفهوم نردبان انتزاع و کاربردهای آن در سخنرانی

برای فهم بهتر مقهوم نردبان انتزاع بگذارید با هم طی یک نردبان ذهنی (!) این اصطلاح را موشکافی کنیم. ابتدا در ذهن خود یک نردبان مطابق با تصویر زیر را تصور کنید.

معرفی مفهوم نردبان انتزاع و کاربردهای آن در سخنرانی

پایین این نردبان و درست جایی که روی زمین قرار گرفته است انتها نردبان را تشکیل می‌دهد. انتها نردبان در این مفهوم نشانگر تمام چیزهای واقعی و ملموسی است که اطرافتان قرار دارند؛ مثل:

  • شیشه مربایی که روی میز آشپزخانه قرار دارد
  • ماهی‌های داخل آکواریوم خانه
  • استخوان گچ گرفته شده زانو دوست شما
  • نان تازه‌ای که بلافاصله بعد از خروج از تنور می‌بینید
  • بوسه‌ از گونه‌های مادرتان

معرفی مفهوم نردبان انتزاع و کاربردهای آن در سخنرانی

درست مقابل انتها این نردبان مفاهیمی قرار می‌گیرند که کاملا انتزاعی و در حد یک ایده هستند. به عبارت دیگر در نقطه بالا مفاهیم و معانی گسترده‌تر شده‌اند و درک آن‌ها در دنیا فیزیکی غیرممکن است؛ مثلا:

  • دموکراسی
  • ثروت
  • آزادی
  • عدالت
  • حقیقت
  • زیبایی
  • سرنوشت
  • حقیقت

معرفی مفهوم نردبان انتزاع و کاربردهای آن در سخنرانی

بخش‌های میانی نردبان انتزاع را پله‌هایی تشکیل می‌دهند که نه کاملا واقعی هستند و نه کاملا خیالی و انتزاعی. بسته به این که به انتها پایین و یا انتها بالای نردبان نزدیک‌تر باشید مفاهیم رنگ و بوی حقیقت یا انتزاع را به خود می‌گیرند؛ مثلا:

  • موسیقی کلاسیک
  • چارت سازمانی
  • احشام و حیوانات
  • موسسات آموزشی

بِسی؛ گاو دوست‌داشتنی و نردبان انتزاع!

ساموئل ای هایاکاوا برای توصیف بهتر مفاهیم انتزاعی و حقیقی با استفاده از این نردبان از گاوی به نام من‌درآوردی “بِسی” کمک می‌گیرد و سعی دارد روابط سلسله مراتبی این گاو و صاحب گاو را به شکل زیر شرح دهد:

  • ثروت صاحب گاو (ثروت در بالاترین پله نردبان)
  • دارایی‌های کلی صاحب گاو
  • دارایی‌های مزرعه
  • حیوانات مزرعه
  • گاوها
  • گاوی به نام بِسی
  • اتم و مولکوهایی که بدن بِسی را تشکیل داده‌اند (اتم در پایین‌ترین پله نردبان)

نمونه‌های نردبان انتزاع در دنیا اطراف

دنیای ما، کلمات و واژگان و حروف همه و همه ارتباطی انتزاعی با هم دارند. به برخی از مثال‌های زیر دقت کنید:

  • مربا و ساندویچ (کاملا واقعی)، ساندویچ (نیمه واقعی)، تغذیه (انتزاعی)
  • گوشی آیفون 6 (کاملا واقعی)، اسمارت فون ( نیمه واقعی)، گوشی اینترنتی (انتزاعی)

اهمیت نردبان انتزاع در فن بیان و سخنوری

نردبان و تمام مفاهیم گفته شده زمانی اهمیت می‌یابد که در تله‌های سخنرانی گرفتار می‌شویم و این تله‌ها دقیقا با پله‌های نردبان تطابق دارد. چه سخنران در ابتدا و چه در انتها سخنرانی گیر کند و روی این پله‌ها متوقف شود حالتی در سخنرانی ایجاد می‌شود که بدان “انتزاع مرده” گفته می‌شود. این حالت دقیقا همان شرایط بی‌تابی و بی‌حوصلگی را در مخاطبان ایجاد می‌کند؛ اما چه طور؟

توقف روی پله اول (انتها نردبان)

این توقف را با دو مثال زیر بهتر درک خواهید کرد:

  • یک مدیر پروژه لیست بودجه‌های مصرفی و دستاوردهای کار را با دقت می‌نویسد اما نمی‌تواند دقیقا به مخاطبان بفهماند هر یک از این آمار و ارقام چه معنایی می‌دهند
  • یک مهندس خیلی عمیق به بررسی جزئیات فنی و تکنیکی می‌پردازد اما از ذکر بخش مهم و چشمگیر غافل می‌ماند

توقف روی پله آخر (بالا نردبان و کاملا انتزاعی)

  • یک سیاستمدار مجموعه ای از اصلاحات قانونی عمومی را پیشنهاد می کند؛ اما نمی‌تواند دقیقا عنوان کند این قانون‌گذاری چه تاثیری روی وضعیت شهروندی دارد
  • یک استاد دانشگاه مخالف تئوری های علمی رقابتی است؛ اما نمی‌تواند مثال رد آن‌ها را در زندگی روزمره عنوان کند

برای یک سخنرانی موفق با نردبان بازی کنید!

نردبان انتزاع زمانی مفید واقع می‌شود که سخنران ابتدا و انتها نردبان را با کلمات و مباحث خود تطبیق دهد و سپس به صورت مداوم با نردبان بازی کند؛ به این شکل که از پایین به بالا برود و از بالا مجددا به پایین بنگرد. علت هم مشخص است. مخاطبان به صورت توام به مفاهیم انتزاعی و واقعی نیاز دارند؛ در غیر این صورت سخنرانی قانع‌کننده نخواهد بود. به علاوه تا زمانی که ترکیب کلمات و محتوا اصلاح نشود تلاش برای به کارگیری زبان بدن مثل تمرکز روی حرکت دست‌ها در سخنرانی بی‌فایده خواهند بود.

معرفی مفهوم نردبان انتزاع و کاربردهای آن در سخنرانی

چه طور از نردبان انتزاع پایین بیاییم؟

در صورتی که اصل سخنرانی شما انتزاعی و غیرواقعی است لازم است مفاهیم انتزاعی کمتری بدان تزریق کنید و به این شکل بین دنیا واقعی و تصورات تعادل برقرار نمایید. بدین منظور چند راهکار کلیدی معرفی می‌کنیم:

  1. عبارت “به عنوان مثال…” را در سخنرانی به آغوش بکشید: با بیان این عبارت می‌فهمید که حتما باید در کنار مفاهیم انتزاعی و برای درک بهتر مطلب یک مثل ملموس از دنیا واقعی ذکر کنید
  2. از زبان محسوس استفاده کنید: کاری کنید که مخاطبان به جز گوش دادن لمس کنند، ببویند، بچشند و ببینند
  3. از نقل‌قول‌ها و داستان‌ها استفاده کنید: یکی از ترفندهای پشتیبانی از ایده در سخنرانی استفاده از نقل‌قول‌ها می‌باشد
  4. در جواب سوال “چه طور…” سخنرانی کنید: با این سوال سخنران مجبور می‌شود دست به دامن مثال‌های ملموس دنبال اطراف خود باشد
  5. مخاطبان را فراخوان به عمل بدهید: به آن‌ها نشان دهید چه طور می‌توانند پیام صحبت‌های شما را در عمل به کار ببندند
  6. از آمار و داده‌های مستند استفاده کنید: داده‌ها پشتیبانی برای اثبات مفاهیم انتزاعی هستند و مخاطب را به حقایق نزدیک می‌سازند

چه طور از نردبان انتزاع بالا برویم؟

اگر فکر می‌کنید مدام در دنیا ناتمام جزئیات سخنرانی گم می‌شوید بار سفر را ببندید و پله‌ها را به سمت بالا طی کنید. برای بالا رفتن از نردبان انتزاع از ترفندهای زیر استفاده نمایید:

  1. به سوال “چرا این موضوع اهمیت دارد؟” پاسخ دهید: پاسخ به این سوال باعث می‌شود در نهان حقایق و جزئیات به معانی مخفی و گسترده‌تری فکر کنید
  2. الگو و روابط را در کلام آشکار کنید: به مخاطبان کمک کنید تا بین ایده‌ها و افکاری که ذکر شده ارتباط برقرار کنند
  3. از چارت و دیاگرام استفاده کنید: چارت و بخش‌های تصویری به کاربر کمک می‌کنند مدل‌های ذهنی بسازد
  4. سخنرانی را در قالب اصول و اساس خاتمه دهید

آموزش سخنرانی و فن بیان را کلیک کنید

 


تکنیکهای اصلاح، تربیت و ترمیم زبان بدن در سخنرانی

احساس می‌کنید وقتی که صحبت می‌کنید سایر بخش‌های بدنتان به جز زبان مرده و بی‌حس شده است؟ گاهی در مقابل این مُردگی چنان هیجان و احساساتی سرازیر می‌شود که فکر می‌کنید در آن لحظه موجب سردرد مخاطبان شده‌اید؟ حالات صورتتان با وجود این که خودتان می‌دانید فقط به خاطر هیجان موضوع و سخنرانی در جمع است، ترسناک، وحشت‌زده و مضطرب به نظر می‌رسد؟ دستانتان می‌لرزد؟ مدام انگشتانتان در هم می‌پیچد و گاهی به خاطر حرکت بیش‌ار حد دست‌ها هنگام حرف زدن فکر می‌کنید این دستانتان هستند که جایگزین زبانتان شده‌اند؟ نه فقط شما بلکه بسیاری از سخنرانان حتی حرفه‌ای نیز این بار سنگین را در سنوات کاری خود به دوش می‌کشند. شاید به همین دلیل است که گفته می‌شود همه سخنرانان قبل از این که به ژست یا حرکات خاصی عادت کنند به اصلاح، تربیت و ترمیم زبان بدن خود نیاز دارند.

یک بار به تمام حرکاتی که دست‌ها، پاها و سر شما هنگام سخنرانی به خود می‌گیرند دقت کنید. در سخنرانی هر حرکتی که شکل می‌گیرد می‌تواند دو تاثیر مختلف داشته باشد. اول این که باعث حواس‌پرتی و سردرگمی مخاطبان شود و یا این که با استفاده از همان حرکت بیش‌ترین اثرگذاری را روی مخاطب داشته باشیم.

مطلب امروز دانشگاه زندگی بهانه‌ای شد تا یک بار دیگر به زبان بدن و تکنیک‌های مربوط بدان نگاه کنیم و این بار با دید نقادانه به معرفی نکاتی برای اصلاح، تربیت و ترمیم زبان بدن در سخنرانی بپردازیم.

اصلاح، تربیت و ترمیم زبان بدن برای سخنرانی‌ها

آن چه که در زبان بدن بیش از سایر بخش‌های بدن که در ظاهر توسط مخاطب دیده می‌شود مطرح است عبارتند از:

  • حالات بدن
  • حرکات بدن
  • اشکال صورت
  • ارتباط چشمی

کسانی که از مدیریت زبان بدن در سخنرانی غافل هستند بدون شک بزرگ‌ترین فرصت برای برقراری ارتباط با مخاطب را از دست داده‌اند.

ترمیم زبان بدن در سخنرانی

حرکات پر سر و صدا و متلاطم را حذف کنید!

تک تک حرکات بدن ما مسئول انتقال پیام هستند؛ اما این واقعیت تلخ وجود دارد که مدیریت و حذف حرکات بیهوده و گمراه‌کننده و جایگزین کردن حرکات هوشمدانه و منطقی برای سخنرانان غیرممکن است؛ خصوصا که همه این احساسات کاملا ناخودآگاه بروز می‌کنند.

بهترین راه برای مدیریت حرکات دست در سخنرانی، حرکات پا، تکانه‌های سر و به طور کلی زبان بدن درخواست از دیگران برای مشاهده و زیرنظر گرفتن شما هنگام تمرین سخنرانی است. بدون شک یک ناظر هوشیار می‌تواند بخش‌هایی که نیاز به بازبینی دارند را به خوبی یادآوری نمایند. مثلا خیلی از ما عادت داریم به محض عصبانیت یا فکر کردن با مو‌ها بازی کنیم. برخی هم برای کنترل خشمی که دارند دست به جیب می‌شوند و بعضی نیز مدام پاها را به عقب و جلو تاب می‌دهند.

در صورتی که اطراف شما کسی نیست که این حرکات را با دقت و حوصله نظارت کند می‌توانید از تمرین خود فیلمبرداری کنید و سپس فیلم را بازبینی نمایید. هر بخشی که حرکات آن اصطلاحا در سطح هشدار قرار داشت را مشخص کنید و در تمرین بعدی با حذف حرکات پر سر و صدا به ترمیم زبان بدن خود بپردازید.

شما ملزم به استفاده از زبان بدن در هر شرایطی نیستید!

زبان بدن ابزاری کمکی برای تشریح کلماتی است که بر زبان می‌آوریم. آیا هر کلمه‌ای نیاز به تفسیر و تشریح دارد؟! با توجه به این که بسیاری از کلمات در صورتی که در جایگاه واقعی خود به کار برده شوند معنا و مفهوم را به مخاطب می‌رسانند پس بهتر است در استفاده از زبان بدن کاملا گزینشی عمل کنیم.

ترمیم زبان بدن در سخنرانی

بهترین را بر هم زدن و از بین بردن تعادل و تعاملی است که معمولا میان بخش‌های مختلف سخنرانی به وجود می‌آید؛ چون حالات صورت، دست و پا، ژست و به طور کلی زبان بدن هر فرد تابع کلماتی است که به زبان می‌آورد. مثلا زمانی که سعی دارید احساس واقعی خود را با چهره نشان دهید لزومی ندارد دستان خود را حرکت دهید و می‌توانید آن را بی‌حرکت کنار خود رها کنید.

هر حرکت، یک سکانس ویدیویی!

همان طور که گفته شد اگر اطرافتان فردی نیست که صفر تا صد مراحل سخنرانی را فیلمبرداری کند و با نشان دادن نقاط قوت و ضعف زبان بدن شما را روشن کند بهترین راه فیلمبرداری هنگام تمرین، با صدای بسته است. هنگام مشاهده فیلم‌ها از خود بپرسید:

  • میزان تحرک و استراحت بخش‌های مختلف در طول سخنرانی به چه صورت بوده است؟
  • حرکات بدن در حالتی که حرف نمی‌زنید می‌توانند به خوبی احساسات شما را منتقل کنند؟
  • چشمانتان به سرعت حرکت می‌کنند و با مخاطب تماس چشمی خوبی دارید؟

ترمیم زبان بدن در سخنرانی

تکرار یک حرکت به صورت مداوم نادیده گرفته می‌شود!

همه ما در طول سخنرانی دچار تکرار هستیم. بسیاری از مقدمه‌ها، اشعاری که شاید در خیلی از سخنرانی‌ها بدون استثنا خوانده‌ایم و خاطراتی که مدام برای مخاطبان بازگو می‌کنیم همه و همه نمونه‌هایی از این تکرار هستند؛ اما تکرار در زبان بدن خیلی زودتر از گفتار عادی می‌شود.

فرض کنید در طول پانزده دقیقه اول دستانتان به صورت آزاد کنار بدن قرار دارند. اگر این پانزده دقیقه به بیست دقیقه تبدیل شود احتمال این که این حرکت از سوی مخاطبان نادیده گرفته شود بالا می‌رود. به علاوه برخی از این تکرارها به خودی خود بد نیستند؛ اما وقتی که بیش از حد باشند آزاردهنده خواهند شد.

ترمیم زبان بدن در سخنرانی

در سخنرانی، دستان یکی از پرکارترین بخش‌های زبان بدن هستند که معمولا بی‌کار نمی‌مانند. با این حال ترمیم زبان بدن برای این بخش هم ضروری است.

متن‌ها و یادداشت‌ها را به حداقل برسانید

قبلا درباره ضرورت و مزایا استفاده از متون و یادداشت‌ها در سخنرانی صحبت کرده‌ایم. گفتیم که یادداشت در صورتی که به درستی به کار گرفته شود کلید موفقیت سخنرانی است؛ اما از آن جایی که جا به جا کردن و نگاه کردن به این یادداشت‌ها ظاهری سردرگم، مضطرب و گمراه به سخنران می‌دهد و از طرفی نیز او را از مدیریت سایر بخش‌های زبان بدن مثل دست‌ها غافل می‌کند لازم است که یادداشت‌ها را به حداقل برسانیم.

بدون گفتن یک کلمه، حرف بزنید!

بخش دیگری از ترمیم زبان بدن در سخنرانی به مفاهیمی مربوط می‌شود که باید بدون سخن گفتن و تنها با حرکات بدن ما منتقل شوند. برخی از این مفاهیمی که بدون حرف زدن هم به مخاطب می‌رسند عبارتند از:

  • لبخند طبیعی و بدون صحنه‌سازی سخنران در طول سخنرانی که نشان از احساس رضایت و اعتماد به نفس او می‌باشد
  • بلند کردن دست راست هنگامی که قرار است مخاطبان به پرسشی پاسخ بدهند
  • استفاده همزمان اما متضاد از دست‌ها برای نشان دادن مفاهیم متضاد نظیر چاق و لاغر
  • خودداری از حلقه زدن و نگاه داشتن دست‌ها از پشت بدن؛ چرا که دستان همیشه باید به حالت آماده و جلو بدن قرار داشته باشند
  • سخنرانی خارج از تریبون؛ این عمل به مخاطبان احساس نزدیکی را القا می‌کند چون شما تمام موانع حتی تریبون سخنرانی را برای ارتباط گرفتن با آن‌ها کنار زده‌اید

مقالات سخنرانی را کلیک کنید


صفر تا صد مراحل سخنرانی : آن چه در فرآیند یک سخنرانی رخ میدهد

هر یک از ما روزانه با سوژه‌های مختلفی رو به رو می‌شویم و این رویارویی آغاز شکل‌گیری ایده‌ای می‌شود برای سخنرانی. مثلا با دیدن مسئله ترافیک شهری یا رفتارهای شهروندان در طول زمان و انتظار آن‌ها زمان ترافیک، از هر چه که رخ داده سرنخ می‌گیریم و آن را برای یک سخنرانی پر آب و تاب پرورش می‌دهیم. شاید برخی فکر کنند این ایده‌ها و مراحل توسعه و رشد آن‌ها نتیجه جادوگری سخنران باشد؛ اما حقیقت چیز دیگری است و یک سخنران برای به ثمر رساندن ایده‌هایش مراحل مختلفی را طی می‌کند. مراحلی که نه فقط قبل از سخنرانی بلکه در طول خود سخنرانی پشت سر هم سپری می‌شوند. اصلا اگر شغل اصلی شما سخنرانی باشد دیگر بهتر از هر کسی می‌دانید برای این که حرف‌های سخنران در مراحل سخنرانی شنیده شود سه رکن اساسی لازم است: مهارت سخنران، شور و اشتیاق سخنران و تسلط به پیامی که قرار است منتقل شود.

اولین قسمت از سخنرانی تنظیم پیامی است که بدون هیچ ابهامی به صورت منسجم قابلیت انتقال داشته باشد. دومین بخش مهارت برقراری ارتباط برای شنیده شدن پیام است. در آخر هم باید سرمایه‌گذاری عاطفی و احساسی روی پیام داشته باشیم.

با این مقدمه موضوع اصلی امروز یعنی تحلیل صفر تا صد مراحل سخنرانی را آغاز می‌کنیم. در نهایت در می‌یابید که چه طور سخنرانی می‌تواند با پشت سرگذاشتن چالش‌ها، از شکل و مدل پایه به یک گفتگو دوطرفه و دوجانبه تبدیل شود.

بررسی صفر تا صد مراحل سخنرانی

مدل‌های سخنرانی و آن چه که در فرآیند سخنرانی رخ می‌دهد کاملا به کلاس درس و ارتباطی که معلم با دانش‌آموزان برقرار می‌کند شبیه است. دو مدل رایج و متداول در سخنرانی که با مسئله بازخورد گرفتن از مخاطب توام است عبارتند از: مدل تعاملی و مدل معامله‌ای.

مدل تعاملی در سخنرانی

تشبیه این مدل از ارتباطات به سخنرانی کمی دشوار است. در ارتباطات تعاملی همواره یک منبع، یک کانال و یک دریافت‌کننده یا گیرنده داریم. در سخنرانی منبع همان سخنران، گیرنده مخاطب و کانال‌ها احتمالا همان ارتباط کلامی و ارتباط غیرکلامی در سخنرانی باشند که توسط سخنران به کار گرفته می‌شوند. در مدل تعاملی پیام پیوسته بین منبع و گیرنده در حال تبادل است. از این رو یک جریان دو طرفه در حال انتقال است و هرگز متوقف نمی‌شود مگر عامل خارجی یا مزاحم در سخنرانی وجود داشته باشد.

بررسی صفر تا صد مراحل سخنرانی

فرآیند رمزگشایی در سخنرانی تعاملی

در مراحل سخنرانی تعاملی بخش دیگری به عنوان رمزگشایی وجود دارد و بیشتر به مواقعی که سخنران از مهارت‌های غیرکلامی استفاده می‌کند مربوط می‌شود. مثلا وقتی که سخنران از حرکت‌های دست خود برای نمایش احساساتش استفاده می‌کند و سعی دارد به وسیله زبان در سخنرانی بدون حرف زدن ارتباط بگیرد.

طبیعی است اگر دایره لغت سخنران ثقیل باشد و فهم آن برای مخاطبان سنگین باشد،  مخاطب‌شناسی در سخنرانی به درستی انجام نشده باشد و زمان و ابزارهای انتقال پیام به خوبی انتخاب نشده باشند این رمزگشایی دیرتر صورت می‌گیرد.

بازخوردها در سخنرانی تعاملی

زمانی که رمزگشایی در مراحل سخنرانی با موفقیت انجام شود و مخاطب پیام را به خوبی دریافت کند بدان پاسخ می‌دهد. پاسخی که به دنبال رمزگشایی می‌آید همان بازخوردهایی هستند که برای گرفتن آن از مخاطب همواره در تلاش هستیم.

انواع و اقسام مختلفی از بازخوردها را در سخنرانی شاهد هستیم: بازخورد مستقیم، بازخورد ملایم و نیمه مستقیم و بازخورد غیرمستقیم.

بازخورد مستقیم زمانی رخ می‌دهد که گیرنده پیام نظراتش را مستقیما با منبع که همان سخنران است در میان بگذارد. مثلا وقتی که سخنران، سخنرانی را با یک سوال تمام کند و مخاطبان نظرات خود را به وضوح اعلام کنند در چنین شرایطی بازخورد مستقیم بوده است.

بازخوردهای ملایم نیمه مستقیم را زمانی دریافت می‌کنیم که پیام‌ها هم از دریچه کلامی و هم غیرکلامی منتقل می‌شوند؛ مثل زمانی که مخاطب به صورت مخفیانه به ارسال پیام متنی از طریق گوشی می‌پردازد یا با تکان دادن سر یا دستان خود احساس رضایت، نارضایتی، جواب مثبت یا منفی خود را نشان می‌دهد.

بازخورد غیرمستقیم را بدون تعامل با مخاطب می‌گیریم. مثلا اگر در پایان سخنرانی برای نظرسنجی اقدام کرده باشید و نظرات را به صورت کتبی یا الکترونیک ببینید آن گاه ارتباط به صورت غیرمستقیم رخ داده است.

بررسی صفر تا صد مراحل سخنرانی

در مراحل سخنرانی عمومی دو بازخورد اول یعنی مستقیم و نیمه مستقیم از اهمیت بالایی برخوردارند.

مدل معامله‌ای در سخنرانی

زمانی که چندین منبع یا سخنران قرار باشد روی صحنه بروند و همراه یا پشت سر هم سخنرانی کنند مدل اول یعنی تعاملی جواب نمی‌دهد؛ چون در چنین مواردی بین گوینده و منبع همپوشانی به وجود می‌آید، گاهی سخنران مخاطب می‌شوند و گاهی مخاطب جای سخنران می‌نشیند و در چنین مواردی آشفتگی رخ می‌دهد.

ویژگی اصلی این مدل دریافت یا ارسال دائمی پیام توسط سخنران یا مخاطب است. در این حالت معمولا هیچ تقابل و همپوشانی با مخاطب رخ نمی‌دهد.

تئوری گفتمان و گفتگو در سخنرانی عمومی

با شنیدن سخنرانی بلافاصله یک جایگاه یا تریبون، چند ردیف صندلی و یک سالن بزرگ با نورپردازی ویژه در ذهن هر کسی شکل می‌گیرد که در آن یک نفر در حال صحبت کردن است. (مونولوگ) حال آن که سخنرانی می‌تواند خیلی فراتر از یک مونولوگ خشک و توخالی باشد و با وجود دیالوگ‌ها سبک و سیاق گفتگو  به خود بگیرد.

بررسی صفر تا صد مراحل سخنرانی

دیالوگ در سخنرانی بیش از مونولوگ طرفدار دارد و توصیه می‌شود؛ چرا که:

دیالوگ بیانی طبیعی و رایج‌تر نسبت به مونولوگ است. مونولوگ در زندگی عادی زمانی رخ می‌دهد که فرد با خودش حرف بزند!

واژه‌ها در میان مردم و در یک گفتگو معنا می‌یابند

معنای مختلف کلمات و عبارات در موقعیت‌هایی دوجانبه برای ما مشخص می‌شود

بررسی صفر تا صد مراحل سخنرانی

ارائه سخنرانی دیالوگ باشد یا مونولوگ؟

حتی اگر به مراحل سخنرانی مونولوگ هم نگاه کنیم در صورتی که سخنران در پایان بحث سوالاتی را مطرح کند این سخنرانی را به دیالوگ تبدیل کرده است. در سخنرانی‌ها زبان بدن در یک دیالوگ مفهوم دارند و در مونولوگ بی‌معنا هستند. مثلا معنا بالا و پایین بردن دست‌ها تنها زمانی مشخص می‌شود که فرد دومی در طول یک گفتگو صحبت کند.

متخصصان دیالوگ را نسبت به مونولوگ ترجیح می‌دهند؛ چون این دیالوگ است که نشان می‌دهد دیدگاه مخاطب نسبت به موضوع سخنرانی با شما چه قدر تفاوت ممکن است داشته باشد. این تفاوت مفاهیم مهم‌ترین عاملی هستند که ما را به دیالوگ در مراحل سخنرانی نیازمند می‌کنند. اگر در سخنرانی منظور شما از “گرگ” حیوانی با چشمان مسحورکننده باشد اما از دیدگاه مخاطب جانداری باشد که در چشم بر هم زدن به بزرگ و کوچک حمله می‌کند!

بررسی صفر تا صد مراحل سخنرانی

مخاطبانی که وارد دیالوگ می‌شوند ابعاد مختلف روان‌شناختی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دارند. هر یک از مخاطبان که وارد گفتگو می‌شود با خود کوله‌باری از عقاید متفاوت را وارد بحث می‌کند.

تاثیر زمان برگزاری سخنرانی بر دیالوگ‌ها

گاهی اوقات زمان برگزاری و برپایی یک سخنرانی به نحوی است که بازخورد گرفتن و شرکت دادن مخاطب در سخنرانی تعاملی یا معامله‌ای تقریبا دشوار می‌شود. در واقع این که چه زمانی از طول روز را برای مراسم انتخاب می‌کنیم بخشی از زمان‌بندی در سخنرانی می‌باشد. معمولا حوالی یازده تا دوازده و نیم پیش ظهر یعنی پیش از صرف ناهار زمان مناسبی برای برگزاری سخنرانی‌هایی است که نیاز به گرفتن بازخورد و همکاری آن‌ها در طول بحث داریم

آموزش سخنرانی را در سایت دانشگاه زندگی دنبال کنید


از جستجو برای انتخاب موضوع سخنرانی کلافه شدهاید؟ حتما بخوانید

جستجو برای انتخاب موضوع سخنرانی ساده به نظر می‌رسد؛ نه؟ چاره کار باز کردن مرورگر، جستجو ساده یا همان گوگل کردن همیشگی و دستیابی به منابع بی‌نهایتی است که به رایگان در اختیار همه کاربران قرار گرفته‌اند. اما حقیقت در دنیای سخنرانی با آن چه که تصور می‌کنیم به اندازه فاصله زمین تا آسمان تفاوت دارد!

شاید جستجو در گوگل، الهام و حتی تقلید از فن بیان و روش‌های سخنوری سخنرانان دیگر تا مدت کوتاهی برای سخنرانی‌های غیررسمی مختصر جواب بدهد، اما به محض این که سخنران قدم در مسیر حرفه‌ای سخنرانی عمومی می‌نهد همه چیز عوض می‌شود و این بار تمام اعتبار یک سخنران تراوش ذهنی او و دانسته‌ها و آموزه‌هایی می‌باشد که قرار است در طول سخنرانی با مخاطبان به اشتراک گذاشته شود. اگر قرار باشد یک سخنران بدون تقلید و استفاده از منابع موجود و صرفا با بهره‌گیری از ذهنیات خود سخنرانی کند انتخاب موضوع سخنرانی مثل گذشته ساده نخواهد بود.

هدف از مطلبی که امروز برای انتخاب موضوع سخنرانی، از راه‌های ساده‌تر، خلاقانه‌تر و بدون سردرگمی این است که:

  • بیاموزید چه طور یک نظریه پژوهشی را ارائه داده و چه طور نظریات دیگر را نیز بپذیرید
  • استراتژی‌هایی را بیاموزید که از آن‌ها در عادات جستجو خود استفاده کنید
  • منابع متعدد را با آگاهی و جرئت بیش‌تر زیر و رو کرده و از آن‌ها برای مدیریت و تسلط خود بر سخنرانی استفاده نمایید

راهنما جامع و ساده انتخاب موضوع سخنرانی

راهنما جامع و ساده انتخاب موضوع سخنرانی

انتخاب موضوع جذاب در سخنرانی اصول خاص خود را دارد. برای انتخاب موضوع پیش از این که بخواهید در میان منابع مختلف جستجو کنید و ببینید چه اطلاعاتی برای سخنرانی بهتر و قانع‌کننده به دست می‌آورید ابتدا باید سه ناحیه اصلی در یک سخنرانی را مورد آنالیز و بررسی قرار دهید:

آنالیز مخاطبان پیش از سخنرانی

مهم‌ترین ناحیه‌ای که برای انتخاب موضوع سخنرانی باید مورد توجه قرار گیرد مخاطبان هستند. طی آنالیز مخاطبان پیش از سخنرانیهویت واقعی آن‌ها، شیوه تفکر و عقاید عمده آن‌ها و استراتژی‌هایی که برای ارتباط گرفتن با آن‌ها باید استفاده شوند مشخص خواهند شد. بهترین کار در آنالیز مخاطبان پیش‌بینی سوالاتی است که در خلال بحث ممکن است پرسیده شود. اگر می‌بینید برای سوالات احتمالی به اندازه کافی آماده نیستید و ممکن است از پس پاسخ دادن به آن‌ها برنیایید در جمع‌آوری اطلاعات و موضوع انتخاب شده بازبینی کنید.

آنالیز موقعیت سخنرانی و شرایط برگزاری آن

ناحیه مهم دیگر که برای انتخاب موضوع سخنرانی اهمیت دارد مسائل فیزیکی سخنرانی است. سخنرانیتان یک کنفرانس آکادمیک است یا یک نشست گروهی؟ قرار است این سخنرانی با تجمع گروه‌ها و حزب‌های مختلف برگزار شود؟ بزرگی سالن سخنرانی چه قدر است؟ برای سخنرانی حتما از میکروفون استفاده می‌کنید؟ اتاق یا سالن سخنرانی تجهیزات کافی را برای نمایش اسلایدها یا جلوه‌های بصری دیگر دارد؟ مدت زمان یا زمانبندی سخنرانی چه قدر است؟ برای سخنرانی برنامه‌ریزی کرده‌اید و آیا قرار است با سکانس‌بندی سخنرانی آن را به بحش‌های جداگانه‌ای تقسیم کنید؟

آنالیز موضوعات ممکن و در دسترس

این ناحیه، مهم‌ترین بخشی است که یک سخنران باید برای آن وقت بیش‌تری بگذارد.

راهنما جامع و ساده انتخاب موضوع سخنرانی

چه طور از مناسب بودن موضوع سخنرانی مطمئن شویم؟

باید قبول کنیم که جستجو برای انتخاب سخنرانی زمانبر است؛ حتی گاهی از جمع‌آوری اطلاعات پیرامون آن موضوع هم پرزحمت‌تر! اما روند انتخاب موضوع در تیپ‌های رایج سخنرانی تقریبا برای همه سخنرانان به همین شکل است.

برای جمع کردن ذهنیتات و رسیدن به موضوعی که قطعا نتیجه‌بخش و مناسب سخنرانی باشد لازم است که به نکات زیر توجه کنید:

  • در انتخاب موضوع مخاطب محور و خدمات گرا باشید: بدانید که سخنرانی برای خودتان نیست؛ برای تحصیل مخاطب، متقاعد کردن او و در نهایت انگیزه بخشیدن برای اهداف بزرگ‌تر است. موضوعاتی را انتخاب کنید که هم برای کاربر جذابیت داشته باشد و هم آن قدر به روز باشد که بتوانید آخرین اطلاعات مرتبط بدان را استخراج کنید
  • خودآگاه باشید و ضعف‌های خود را بپذیرید: هر لحظه ممکن است در طول سخنرانی مشکلاتی به وجود آید که شما هیچ تخصص و مهارتی در رفع آن ندارید. مثل عدم تسلط کافی بر مدیریت اسلایدها. سخنرانی که خودآگاه باشد و نسبت به ضعف‌های خود علم کافی داشته باشد پیش از سخنرانی به برطرف کردن نقاط ضعف می‌پردازد
  • برای غلبه بر ترس جستجو و تحقیق کامل کنید: اگر دانش و مهارت‌های شما متزلزل و محدود باشد با دو مشکل اصلی رو به رو می‌شوید. اول این که هر نوع تغییر ناگهانی در شرایط سخنرانی برای شما و در ارائه مطالب مشکل‌ساز می‌شود و دوم در بخش پرسش و پاسخ به موانع زیادی برخورد می‌کنید. تنها راه غلبه بر ترس از سخنرانی در این موارد جستجو و تحقیق کامل است
  • موضوعاتی که به آن‌ها علاقمند هستید را انتخاب کنید: بی‌نهایت موضوع سخنرانی وجود دارد که حتی اگر پرکارترین سخنران دنیا هم باشید باز هم موضوع تازه‌ای برای مانور وجود دارد. با این حال توصیه ما انتخاب موضوعات مرتبطی است که بیش از سایر موضوعات نسبت به آن‌ها مشتاق هستید

راهنما جامع و ساده انتخاب موضوع سخنرانی

6 نکته برای بهبود عادات جستجو در انتخاب موضوع سخنرانی

خیلی از سخنرانانی که در سال سخنرانی‌های متعددی دارند در نهایت به نقطه معلقی می‌رسند که در آن برای انتخاب موضوع سخنرانی پا در هوا مانده‌اند.

پیش از جستجو بدنه مطالب، موضوع خود را انتخاب کنید

جستجو در اینترنت و سایر منابع و دیدن موضوعات متعدد باعث می‌شود سخنران به سمت موضوعات بی‌اهمیت دیگر نیز سوق داده شود. اصلا خیلی از اوقات در اینترنت مطالب مختلفی را پیدا می‌کنیم که اتفاقا مرتبط و خوب هستند اما نمی‌توان از کنار هم قرار دادن آن‌ها به موضوع جامع و واحدی رسید. پیشنهاد ما برای رفع این مشکل انتخاب دقیق موضوع پیش از اقدام به جمع‌آوری اطلاعات می‌باشد.

راهنما جامع و ساده انتخاب موضوع سخنرانی

کوچک‌ترین منبعی که از آن استفاده کردید را ذکر کنید

جمع‌آوری اطلاعات برای ساده‌ترین موضوع سخنرانی هم ممکن است هفته‌ها و ماه‌ها به طول انجامد. در طول این مدت ممکن است ما بین منابع مختلف اسامی کتب و سایت‌های منبع به فراموشی سپرده شود. برای جلوگیری از این مشکل حتما جزئیات منابع را همان لحظه ثبت کنید.

به اعتبار منابع نیز دقت کنید. گاهی ممکن است سخنرانی، یک نطق ساده آکادمیک باشد، گاهی هم یک بخش از روزنامه. متن سخنرانی هر چه که باشد به واسطه منابع آن اعتبار می‌یابد.

راهنما جامع و ساده انتخاب موضوع سخنرانی

راه‌ها و ابزارهای جستجو موضوع سخنرانی

  • استفاده از کتابخانه‌های شخصی یا عمومی: قفسه کتاب‌های یک سخنران حرفه‌ای حاوی انبوهی از کتاب‌های مرجع، زبان اصلی و تاریخی است که می‌توانند الهام خوبی برای تنظیم و نگارش متن سخنرانی باشند
  • ژورنال‌ها: فارغ از موضوعی که انتخاب می‌کنید اطلاعات داخل ژورنال‌ها به انتخاب آگاهانه موضوع سخنرانی در هر زمان کمک می‌کند
  • لغت‌نامه و کتاب‌های مرجع: این کتاب‌ها هم منبع خوبی برای جمع‌آوری اطلاعات هستند
  • مردم: گاهی موضوع سخنرانی را می‌توان به وسیله پرس‌و جو از اطرافیان انتخاب کرد؛ خصوصا اگر یکی از این اطرافیان مهارت خاصی داشته و متخصص باشد
  • ویکی‌پدیا: بزرگ‌ترین دانشنامه تحت وب ویکی پدیا است که نه انتخاب اول، اما به عنوان اولویت‌های بعدی سخنران در انتخاب موضوع سخنرانی است

مقالات بیشتر آموزش سخنرانی را کلیک کنید


چه کسی به شما عشق را آموخت؟ آیا خودشان معنای حقیقی عشق را فهمیده

چه کسی عشق را به شما آموخت؟ چه کسی عاشق‌بودن را به شما آموخت؟ چطور به‌نظر می آمد؟  عشق در رفتار؟ راه‌رفتن و حرف‌زدن؟ یا فقط اندیشیدن؟

این سوال ریشه در اساس وجودیِ ما دارد. خود من تا همین هفت? پیش راجب‌اش فکر نکرده بودم. ناگهان، فهمیدم که عشق برای من مثل لمس یک حمل? عصبی یا وحشت است. عشق برای من، مخفی نگه‌داشتنِ علاقه بود. عشق یعنی از ترسِ این‌که اتفاقی برای معشوقه‌ات بیفتد، شب ها را تا صبح بیدار بمانی. اما برعکس، متوجه شدم چیزی که من در ذهنم داشتم، عشق نبوده. بعد فهمیدم، که عشق‌هائی که تا به حال دیده یا راجب‌شان شنیده‌ام، همیشه نکات منفی بیشتری داشته یا همیشه با ترس‌هائی ناشی از اتفاقات بدی که هرگز نخواهند افتاد، همراه بودند. عشق مثل دریا غرق کننده، مثل یک رازِ خطرناک مخفی‌شده و مثل اسید نفوذکننده است. عشق برای من، خوردنِ برچسب به روی معشوقه‌ام بود، برچسبی که اورا از دنیای بیرون و رؤیاهایش دور نگه می‌داشت، چرا که ممکن است آسیب ببیند. این نوع عشق همیشه از آن نوعی که می‌تواند کنترل شود، بالاتر و ارجح‌تر تلقی می‌شود. عشقی که من دیدم مملو از آغوش و بوسه بود. عاشقانی از این دست، به هم می‌گویند: (برایت می‌میرم) ، (تو تمام زندگی من هستی) و… . این نوع عشق شامل علاقه و فداکاری زیادی می‌شود. فداکاریِ بیش از حد. عشق به این معنی نیست که رؤیاهای خود را به‌خاطر خرج‌کردن ذره‌ای پولِ بیشتر یا اندکی ریسکِ دخیل شده، کنار بزنیم.

عشق

معنی عشق، دوست‌داشتن یک فرد بود. این‌که تمام تلاش‌مان را بکنیم تا آرامش را حفظ کنیم و هیچ لطمه‌ای به آن وارد نکنیم. عشق به معنی ناپدیدشدن بود. این‌که همه‌چیز را در حالت طبیعی نگه داریم. باعث نشویم کسی مضطرب شود. از ناامید شدنش جلوگیری می‌کردیم تا یک رفتار سرد را تجربه نکنیم. وقتی قلب‌مان شکسته بود لبخند بزنیم. این‌که تمام تلافی‌های خشن را کنار بگذاریم. تمام احساسات منفی را نادیده بگیریم و هم? تقصیرها را گردن بگیریم. این‌ها، معنی عشق برای من بود.

احتمالاً عشق برای خیلی از شماها تنها یک تفکر و فرضیه بود. یک جورهایی یعنی شما می‌دانستید عاشق آن فرد هستید، اما از سمت او، هیچ بوسه، آغوش یا محبتی دریافت نمی‌کردید. حتی جمل? دوستت دارم را از زبانش نمی‌شنیدید. گذشته از هم? حرف‌های اهانت‌آمیز و ظالمانه، انتظار داشتید که فقط بدانید عاشق فلان شخص هستید، بدون هیچ مدرک واقع‌بینانه‌ای.

مردم اغلب داستان‌های ترسناکی راجب کودکی و خانواده‌شان تعریف می‌کنند. این‌که خانواده‌ها چه‌قدر پافشاری می‌کردند تا به ما بفهمانند که دوستت داریم. در جواب، یکی از دیالوگ‌های دنی کین در فیلم کریسمس سفید را نقل می‌کنم: (اگر این عشق است، پس یکی از ما احمق تشریف دارد).

پس عشق واقعا چیست؟ اگر وحشت، حمل? عصبی یا خودخوری نیست، پس چیست؟

عشق واقعی

اگر بزرگ‌ترین و زیباترین شعرهای کل جهان هم موفق به احاطه و توضیح آن نشده‌اند، پس من با چه جرئتی سعی کنم؟ اما هم? این حرف‌ها باعث نشد دل‌سرد شوم. حالا، نظری? احتمالی‌ام راجب ماهیت عشق را به شما ارائه می‌کنم.

“روزی که پرنس هری و مگان مارکل با هم ازدواج کردند، من تمام شب را در بخش تلفات بیمارستان عذاب می‌کشیدم، درحالی که شوهرم به‌راحتی در اتاق خدمات، کارهای بی‌دردسر را انجام می‌داد. وقتی که گروه کر شروع به خواندن آهنگ کنارم بایست کردند، با خودم فکر کردم که تمام معنی عشق همین است. این که همیشه درکنار هم باشید، چه در سختی و چه در زمان آسودگی… مگر این‌که یکی از طرفین سوءاستفاده‌گر باشد. در آن‌صورت باید آن‌ها را از فاصل? دوری دوست داشت، چرا که اگر خلاف این اتفاق بیفتد، امنیت احساسی‌مان در خطر غوطه‌ور می‌شود.

من عشقی که در آن فقط جمل? (برایت می‌میرم) گفته شود نمی‌خواهم. عشقی که در آن معشوقه‌ام نخواهد برای من زندگی کند را نمی‌خواهم. دلم می‌خواهد که معشوقه‌ام زندگی پر از لذتی را برای خودش دست‌وپا کند. حتی اگر خودخواهی تلقی شود. دوست ندارم فقط اطرافم بچرخد، برایم فداکاری کند و به‌خاطر من خودش را آزار دهد.

من عشقی که در آن دوستت دارم دائماً تکرار شود اما خلافش رفتار شود را نمی‌خواهم. کلمات پست هستند. با تشویقِ من برای دنبال‌کردن رؤیاهایم نشان بده که دوستم داری، همان‌طور که من این کار را می‌کنم. نمی‌خواهم که با تبدیل‌کردنِ من به چیزی که فکر می‌کنی بهتر است آزارم دهی. عشقی را می‌خواهم که در آن، خوشحالیِ من در اولویت باشد.”

عشق

واقعاً عجیب است، عشق آن چیزی که همیشه می‌خواستم نبود. یک‌بار زنی به من گفت: (من همیشه شوهرم را دوست ندارم، اما همیشه عاشق او هستم). البته که هم? ما همیشه قابل دوست داشتن نیستیم، اما نظر شخصی‌ام این است که دوست‌داشته‌شدن بهتر از معشوقه بودن است. آدم نمی‌تواند به‌خاطر کسی که هست دوست داشته شود، اما این مسئله در مورد عشق صدق می‌کند. بنده شخصاً ترجیح می‌دهم که به‌خاطر کسی که هستم دوست داشته شوم، تا اینکه علی‌رغم کسی که هستم عاشقم باشند. (خوشبختانه با این‌که بعضی از ماها قابل دوست داشتن نیستیم، اما عشق‌های بی‌قید‌وشرط برای‌مان اتفاق می‌افتد).

من آغوش‌گرفتن‌های بی‌اختیار را می‌خواهم، نه آن آغوش‌های نمایشی و تحمیلی را. از این‌که به هر نحوی بغلم کنند متنفرم. این نوع کارها سرد، بی‌دوام و معذب‌کننده هستند و افراد را از هم دور می‌کنند. من این عشق خودپسندانه، مملو از تبصره و قانون، خفه‌کننده و بدبینانه را نمی‌خواهم.

من هم مثل شما راه زیادی برای شناختنِ دوبار? عشق پیشِ رویم دارم. تا یاد بگیرم که عشق باید چه شکلی باشد. چگونه حرف می‌زند و چطور رفتار می‌کند. این عشق می‌تواند آرامش‌دهنده و قابل اعتماد باشد، نه این‌که ترسناک و عصبی باشد. سفر هیجان‌انگیزی به جزیر? ماجراجویی‌ها. شاید روزی بتوانم درکش کنم.

مقالات ما را اینجا دنبال کنید